ماجراهای دختری بی خیال
کاش دل ها انقدر پاک بود که برای بیان دوست دارم نیازی به قسم خوردن نبود... 
قالب وبلاگ
[ پنجشنبه دهم مهر 1393 ] [ 9:50 بعد از ظهر ] [ هانيه ]
[ سه شنبه هشتم مهر 1393 ] [ 4:34 بعد از ظهر ] [ هانيه ]
نصفه شبی از خواب پا شدم  چون  سر شب خوابیده بودم دیگه 2 که بیدار شدم خوافم نبرد...گفتم بیا ی چیز میزی بنویسم اینجا خوبه ...


ادامه مطلب
[ جمعه بیست و هشتم شهریور 1393 ] [ 2:57 قبل از ظهر ] [ هانيه ]
[ چهارشنبه بیست و ششم شهریور 1393 ] [ 1:57 بعد از ظهر ] [ هانيه ]
[ شنبه بیست و دوم شهریور 1393 ] [ 10:38 قبل از ظهر ] [ هانيه ]
از امروز میگم...


ادامه مطلب
[ چهارشنبه دوازدهم شهریور 1393 ] [ 8:47 بعد از ظهر ] [ هانيه ]
...

من نمیگم برو توی تنهایی خودت
ولی میگم تنها بودن خیلی بهتر از
بودن با کسیه که احساس تورو نمی فهمه
خودتو صرف هر آدمی نکن
هم زندگیت تموم میشه و هم احساست...!
" دکتر انوشه "

...

 


ادامه مطلب
[ سه شنبه چهارم شهریور 1393 ] [ 10:6 بعد از ظهر ] [ هانيه ]
[ شنبه بیست و پنجم مرداد 1393 ] [ 10:26 بعد از ظهر ] [ هانيه ]
ـروزهایی هست که باید زیرش خط کشید تا به چشمت بیاید. روزهایی که وقتی روزهای دیگرت از دست می‌رود بتوانی راحت پیدایش کنی و با مرورش دلت گرم شود. روزهایی که باید ازش چند کپی گرفت و در چند پوشه و چند کشو و لای کتاب‌های دیگر پنهانش کرد. روزهایی که باید از روش نوشت و مثل تکه شعری از سعدی چسباند به در یخچال. روزهایی که باید باهاش عکس یادگاری گرفت و زیرش را حتما حتما تاریخ زد که وقتی آلبوم را ورق می‌زنی یک‌دفعه تو را ببرد به روزگار سپری‌شده‌.روزهایی که دل را قرص می‌کند.روزهایی که تو در آن می‌خندی، در شهر من، روزهایی برای روزهای مبادا....


ادامه مطلب
[ جمعه هفدهم مرداد 1393 ] [ 11:8 بعد از ظهر ] [ هانيه ]
بازم نیاز به نوشتن اومد...!


ادامه مطلب
[ سه شنبه چهاردهم مرداد 1393 ] [ 9:57 بعد از ظهر ] [ هانيه ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

سلام
این جا جایی برا گفتن کارایی که انجام میدم ..
فکرای که دارم ...
تصمیمایی که میگیرم ...
گله و شکایتایی که از دیگران دارم ...
وثبت کردن نوشته هایی که قطعا یه روز به دردم میخورن ..!
دارم تغیر میکنم پس این وب با نوشتهاش میتونه مراحل تغیرات منو به خوبی مشخص کنه ..َ
راستش وبایی که فقط شعر و متن ادبی میزارن باید بگم که نمیتونم از خواننده های وبشون شم..
وبایی که سرگذشت خودشونو می نویسن رو دوس دارم ...
زیاد مثل قبل وب گردی نمیکنم ...خیلی وقتا هست که به وبا سر میزنم اما تنبیلم میشسه و نظر نمیزارم ..اما اگه اومدم وبی و نطر گذاشتم یعنی خیلی با وبش حال کردم:دی
.
.
.
همیشه ازخدا میخواهم آنچه شایسته توست به تو بدهد نه آنچه

آرزو داری زیرا گاهی آرزوی توکوچک

است و شایستگی تو بسیار