ماجراهای دختری بی خیال
کاش دل ها انقدر پاک بود که برای بیان دوست دارم نیازی به قسم خوردن نبود... 
قالب وبلاگ
[ دوشنبه سی ام تیر 1393 ] [ 5:42 قبل از ظهر ] [ هانيه ]
امشب ی شور و نشاط خوبی دارم! به قول خودم:حس چمکی بودن دارم...


ادامه مطلب
[ دوشنبه بیست و سوم تیر 1393 ] [ 5:28 قبل از ظهر ] [ هانيه ]
ی آهنگ شاد توووووووپ!

بازم ی حس آرامش ..!

و همون حس شادی همیشگی!

ماه رمضون امسال حس و حالا ی خوبه همراش !

ـــــ

بزرگتر از احساساتت باش!

این را من از تو نمیخواهم زندگی می خواد.وگرنه احساسات مث سیل تو را جا میکنه!

معتقدم شدید به این جمله ی زیبا !

ـــــــ

ی نوشته ی دل نشین:روزهایی هست که باید زیرش خط کشید تا به چشمت بیاید. روزهایی که وقتی روزهای دیگرت از دست می‌رود بتوانی راحت پیدایش کنی و با مرورش دلت گرم شود. روزهایی که باید ازش چند کپی گرفت و در چند پوشه و چند کشو و لای کتاب‌های دیگر پنهانش کرد. روزهایی که باید از روش نوشت و مثل تکه شعری از سعدی چسباند به در یخچال. روزهایی که باید باهاش عکس یادگاری گرفت و زیرش را حتما حتما تاریخ زد که وقتی آلبوم را ورق می‌زنی یک‌دفعه تو را ببرد به روزگار سپری‌شده‌.روزهایی که دل را قرص می‌کند.روزهایی که تو در آن می‌خندی، در شهر من، روزهایی برای روزهای مبادا.....

 ــــــــــــ

این عکسو امروز دیدم اف بی خوشم اومد ..هر چند اصن به تز روحی این روزام ربطی نداره و کاملن متضاده !

ولی دوس دارم بزارمش اینجا واسه خوشملی

 

 


ادامه مطلب
[ سه شنبه هفدهم تیر 1393 ] [ 5:37 قبل از ظهر ] [ هانيه ]
بازم اومدم با موب! امروز ساعت پنج عصر از خواب پا شدم حامد بهم گفت پاشو برو خونه خاله مامان اونجاست واسه افطار دعوتی.. منم نمازمو هوندم حمومو رفتم و رفتم خونه خاله کلی غذاهای خوشمزه خاله جونی درست کرده بودو زدیم تو رگ و شبم اومدیم خونه! نیلوفر خیلی خاتوم شده و دوست داشتنی! ی خواب عالی و بعدم حموم و بعدم ی مهمونی خوب و حرف زدن با دوستای خوب تو دنیای مجازی واتساپ باعث شده حال و هوای خیلی خوبی داشته باشم! ی حس ارامش خوب ..ی حس امید دلچسپ ...کلن حسای خوبو دارم ! نمیخوام بگم الکی خوشم!من دارم زندگی میکنم پس باید خوش بودو و اروم ! این چند مدت تو فیس بوک فهمیدم تب اینساگرام حسابی گرمه منم شدید تحریک شدم ک عضو شم!برنامش تو گوشی هست ولی خودم بلد نیستم عضو شم! فردا برنامه ریختم برم گوشیمو ویروس گشی کنم و ی حالی بهش بدم و هم اینکه کلی برنامه های باحال بریزم داخلش ک حسابی خوش بگذرونم! و شاید من بهترین خاله ی دنیا رو دارم ! مامای بدا منو بغلی نمیکنه !ههه خخخخ!
[ یکشنبه پانزدهم تیر 1393 ] [ 5:25 قبل از ظهر ] [ هانيه ]
برای اولین باره با گوشیم دارم میام اینجا پست بزارم !یعنی موفق میشم عایا!؟

از وقتی ماه رمضون شده تا سحر بیدارم بعد از سحری و نماز میخوابم 

ولی امشب زده ب سرم خوابم نمی بره البته الان دیگه صبحه!از سحرم گذشته...

تازگیا الهه سیرجونی منو تو ی گروهی برده بر و بکس کرمونی سیرحونس بندری اولا من فعال نبودم

ولی چند روزی میگم خوبه مطالب باحال میفرستن.امروزم گفتم مدیر گروه فروزم ببره گروه گرم شده بودکلی گفتیم و خندیدیم

همه دنیامون شده مجازی!همینم شکرت!

زندگیمون شده واتساپ .این سولمازه هم کلن تریپ عشقی با منو برداشته شدید همدن تو خوابگاهم بودم کلی ذوقم میکرد

الانم ک تو وات .اهمش پی ام میه حال و احوال میپرسه !داداششم ک از من خیلی خوشش اومده گویا..گفته ک چه دختره خوشگلیم من!

امروز پیام داده بود ک عکس واتتو کجا گرفتی..خیلی خوشگل شدی!خوب خوش عکسی ..میگفت برم نشون داداشم بدم!؟خیلی از تو خوشش اومده 

این طور ک سولی میگفت داداشش 27سالشه وکیله!

میگفت خیلی پسر خوبیه با هم اشنا شین منم گفتم میدونم پسر خوبیه ولی حیف ک از هم خیلی دوریم !

خلاصه کنم اینکه این روزا همش تلپم تو واتس! انروز عصر با مانی نرفتم  پیاده روی دوروز پیش رفتیم !خوب بود 

207 خاله  افتتاح شد ولی من هنوز باهاش نرفتم دور دور!

 


ادامه مطلب
[ پنجشنبه دوازدهم تیر 1393 ] [ 5:42 قبل از ظهر ] [ هانيه ]
[ سه شنبه سوم تیر 1393 ] [ 11:26 بعد از ظهر ] [ هانيه ]
چند وقت پیش  ی مطلب علمی خوندم یا شنیدم ک داشتن وبلاگ و نوشتن خاطرات و دردل کردن و ثبت دل نوشته ها باعث آرامش روحی روانی میشه ...!

واقعن همین طوره من ک صد در صد قبولش دارم ..!

نوشتن مث ی تخلیه ی روحی میمونه برا من اینجا...!


ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و هشتم خرداد 1393 ] [ 10:49 بعد از ظهر ] [ هانيه ]
این مدت طولانی ک نبودم باعث شده کلی عقده کنم برا نوشتن کلی چیز اینجا...!

ـــــــ

یاد گرفته ام که هیچ فرقی نمی کند چقدر خوب و وفادار باشم...
زیرا همیشه کسانی هستند که لیاقتش را ندارند !

ــــــــ

و اینکه گاهی باد بری تا از تو خاطره خوبی به جا بمونه...!

 


ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و هفتم خرداد 1393 ] [ 11:10 بعد از ظهر ] [ هانيه ]
بلاخره بعد از مدتها کلنجار رفتن با خودم دلمو زدم به دریا و اومدم اینجا به نوشتن!

امروز آخرین روزی بود چهار سال بندر و دانشگاه و خوابگاه بلاخره امروز تموم شد!

کلی خاطرات تلخ و شیرین داشت این دوران خیلی تجربه ها داشت برام!

ـــــ

تو این مدتم ک نبودم کلی اتفاقا افتاد ..اولین پست سال 93 این پست..ی پست خیلی با تاخیر

این مدت از بس سرگرمم دنیای مجازی فیس و وات و..شده بودم ک وقت اومدن به اینجا نمیشد!

 


ادامه مطلب
[ دوشنبه بیست و ششم خرداد 1393 ] [ 10:32 بعد از ظهر ] [ هانيه ]
ومدم اینجا تا اخرین پست 92 رو بذارم!

سال جالبی بود ...!

امیدوارم سال 93 پر از خاطره های خوب  و باحال باشه و بیام اینجا بنویسم

این پست رو باید دیشب میذاشتم ولی نت داغون بود ...!

امروز صب ک از خواب پا شدم حموم رفتم و تونیک خوشملمو با ساپورت پوشیدم وارایشم کردم و کلی عکسم

خودم از خودم گرفتم!



ادامه مطلب
[ پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1392 ] [ 3:34 بعد از ظهر ] [ هانيه ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

سلام
این جا جایی برا گفتن کارایی که انجام میدم ..
فکرای که دارم ...
تصمیمایی که میگیرم ...
گله و شکایتایی که از دیگران دارم ...
وثبت کردن نوشته هایی که قطعا یه روز به دردم میخورن ..!
دارم تغیر میکنم پس این وب با نوشتهاش میتونه مراحل تغیرات منو به خوبی مشخص کنه ..َ
راستش وبایی که فقط شعر و متن ادبی میزارن باید بگم که نمیتونم از خواننده های وبشون شم..
وبایی که سرگذشت خودشونو می نویسن رو دوس دارم ...
زیاد مثل قبل وب گردی نمیکنم ...خیلی وقتا هست که به وبا سر میزنم اما تنبیلم میشسه و نظر نمیزارم ..اما اگه اومدم وبی و نطر گذاشتم یعنی خیلی با وبش حال کردم:دی
.
.
.
همیشه ازخدا میخواهم آنچه شایسته توست به تو بدهد نه آنچه

آرزو داری زیرا گاهی آرزوی توکوچک

است و شایستگی تو بسیار